از تیررس چشم شما عشق رد شده

چشمم دچار وسوسه ات تا ابد شده

صدها هزار دانه از آن سیبهای سرخ

در زیر پای قطره ی باران لگد شده

درگیر در خسوف زمین ریشه ی گناه

دریا پر از تکرری از جزرومد شده

امشب ببین نجیب ترین دختر زمین

حالش از این تکثر مرداب بد شده

حافظ درون قبر خودش ضجه می زند

شعر هزار ساله ی من را بلد شده