چقدر مانده تا خدا؟

 

به آفتاب خیره ماند و از شعاع نور گفت

بگو به من بگویمت، چگونه بوف کور گفت

چگونه بوف کور گفت : ستایش خدای را

و بنده ی شما فقط، زعمق تنگ گور گفت

چقدر مانده تا بهشت؟ کلیشه ی همیشگی

چقدر مانده تا خدا ؟کسی زراه دور گفت

فرشته پر زد از زمین تلنگری نداشته

کسی بلند نام او چرا بزور زور گفت؟

رو به آیینه های پاک وزلال


لب تو بر لبان دانه ی سیب

بی سبب نیست جان به لب شده ام

شط خورشید در افق جاری

محرم سایه های شب شده ام

رو به آیینه های پاک و زلال

ریشه های گناه می چینم

مردمک های تیره ی چشمو

عکس تاریک ماه میبینم

تو درختی و من جوانه ی سبز

بوی برگ کتاب می آید

زیر رگبار تند موسیقی

آری آهنگ آب می آید