لب تو بر لبان دانه ی سیب

بی سبب نیست جان به لب شده ام

شط خورشید در افق جاری

محرم سایه های شب شده ام

رو به آیینه های پاک و زلال

ریشه های گناه می چینم

مردمک های تیره ی چشمو

عکس تاریک ماه میبینم

تو درختی و من جوانه ی سبز

بوی برگ کتاب می آید

زیر رگبار تند موسیقی

آری آهنگ آب می آید